|
برای آرزوهایی که میمیرند...سکوت میکنم سنگین تر از فریاد
|

چقدر سخته که عشقت روبروت باشه
نتوني هم صداش باشي
چقدر سخته که يه دنيا بها باشي
نتوني که رها باشي
چقـــــدر سخته
چقدر سخته که باروني بشي هر شب
نتوني آسمون باشي
چقدر سخته که زندوني بموني
بي در و ديوار
نتوني همزبون باشي
چقدر سخته
چه بدبخته قناري که بخونه اما روياش حس بيرونه
چه بدبحته گلي که مونده تو گلدون
لبش يک قطره بارونه
چقدر سخته که چشمات رنگ غم باشه
ولي ظاهر پر از خنده
چقدر سخته که عشقت آسمون باشه
ولي آسون بگن چنده
چقدر سخته کلامت ساده پرپر شه
نتوني ناجيش باشي
چقدر سخته که رفتن راه آخر شه
نتوني راهيش باشي
چقدر سخته تو خونه ات عين مهمون شي بپوسي
خسته ويرون شي
چقدر سخته دلت پر باشه ساکت شي
ولي تو سينه داغون شي
چقدر سخته که يک دنيا صدا باشي
ولي از صحنه ي خوندن جدا باشي
چقدر سخته که نزديک خدا باشي
ولي غرق ادا باشي

۱- امروز با معصومه به پیشنهاد من رفته بودیم یکی از این دانشگاههای تازه تاسیس که هیچیشون معلوم نیست...کارگزینی فرم پر کنیم تا اگه نیاز داشتن خبر بدن ..ايششش يا به ياد يکي از بچه ها چيششش
..ولی بیشتر حس فضولیم گل کرده بود برم ببینم دانشگاه چجوریه
.. آخه یکی اونجا قبول شده هی قر و فر می اومد بیشتر به خاطر اون رفتم ببینم چه جوریه
... خلاصه رفتیم راننده وسط بیابون پیادمون کرد
..حالا بی انصافی نکنم همچین بیابونم نبود اما خیلی پرت بود..رفتیم داخل کوچه بعد دیدیم یه کوچه اشتباه اومدیم.. اومدیم برگردیم دیدیم بلــــــــه دو عدد سگ که همچينم شبيه سگ نبودن و دو برابر سگ قد و هيکل داشتن چند متر اون ور ترن
.. حالا نه راه پيش هست نه راه پس.. معصومه: اگه بيان چي..
من: چه ميدونم آخه..فقط بهشون نگاه نکن... همين جور که معصومه داشت دعا ميخوند و فوت ميکرد يواش يواش پا به فرار گذاشتيم و اصلا هم پشت سرمون رو نگاه نکرديم
... با خودم فکر مي کردم اگه بخوام اونجا برم سر کار بايد قبلش دويدنم رو حسابي تقویت کنم ![]()
![]()
۲- اين روزها اصلا حس و حالي واسه هيچ کاري ندارم..يه جورايي به زور زنده ام..فقط همين!!
جيرجيرک رو به خرس گفت:
عاشقت شدم خرس گفت الان وقت خواب زمستوني من است
6 ماه بعد که بيدار شدم در اين باره با هم صحبت ميکنيم
وقتي خرس از خواب زمستوني بيدار شد
جيرجيرک را نديد و تا مدت ها در پي جيرجيرک بود اما او نمي دانست که جيرجيرک ها سه ماه بيشتر عمر نمي کنند... ![]()
يه فال واسه خودم گرفتم: ![]()
![]()
دوست داشتم داشته باشمش ![]()
******************************
اينم تو وب بوتيمار جون خوندم خانومها بد نيست يه نگاهي بهش بندازن :
حالا اگه تونستن خانومها حتما نگاهي بهش بندازنااااا
بعدا از توش سوال درميارمااااا
بايد جواب بدين ![]()
http://oriflameshiraz.blogfa.com/post-8.aspx
************************************
۱- چند روز پيش يکي از دوستاي بابا بعد از ۱۵ سال بهش زنگ زده بود...مي گفت دلم واست تنگ شده بود بعد ۱۵ ســــــــــال!!!! منم داشتم فکر ميکردم يعني ميشه روزي يکي از دوستام بعد ۱۵ سال ياد من بيفته و بگه دلم واست تنگ شده بود؟؟ ![]()
![]()
۲- ممنون از دوستی که متنم رو انقدر با دقت می خونه که برام ویرایشش هم می کنه
و بهم گوشزد میکنه ![]()
