فریــــــاد سکــــــوت
برای آرزوهایی که میمیرند...سکوت میکنم سنگین تر از فریاد
يک تبسم زيرکانه ويک عروسک بازي کودکانه کافي بود براي عاشق شدنم و تو اين کار را کردي... و من مثل کودکي عاشقت شدم و مثل قصه ي مادر بزرگ تو شدي شاهزاده سوار بر اسب سفيد ومن پري قصه ها و چقدر ساده عاشقم کردي و از آن ساده تر رهايم کردي!!! گفتم بمان شاهزاده ي زيبا من بي تو مي ميرم !خنديدي وگفتي بازي بود گفتم بازي زيبايي بود پس بيا باز بازي کنيم گفتي من ديگر بزرگ شده ام ديگر بازي نمي کنم گفتم مگر بزرگ ترها بازي نمي کنند؟ گفتي نه بازي نمي کنند زندگي مي کنند... گفتم پس بيا زندگي کنيم مثل بازي گفتي بازي زندگي نيست!!! گفتم پس حالا با عشق تو چه بکنم؟ گفتي رهايش کن بازي بود زندگي کن گفتم پس من تا هميشه کودکت خواهم ماند!!! "ايام فرخنده شعبانيه رو هم به همه دوستاي گلم تبريک مي گم" از دوست خوبم معصومه جون هم به خاطر کمک هاش ممنونم و ازش تشکر مي کنم زنده اين گونه به غم خفته ام در تابوت حرف ها دارم در دل مي گزم لب به سکوت دست بردار که گر خاموشم با لبم هر نفسي فرياد است به نظر هر شب وروزم سالي ست گر چه خود عمر به چشمم باد است بيا ابر باشيم وبا هم بگرييم بيا عهد باشيم وباهم بپاييم بيا شمع باشيم وباهم بسوزييم بيا ماه باشيم وبا هم برآييم تو همچون مني خسته ودلشکسته نه لبخند داري به لب نه کلامي ز تيغ زبان ها ز بس زخم خورديم دل ما بلرزد ز بانگ سلامي!!! بيا تا نسيم سبک سير باشيم که گل را ببويم وبرگي نريزد به نرمي ببوسيم لب هاي گل را مبادا ز گلبرگ ها ناله خيزد بيا تا دو مرغ هم آواز باشيم دمادم سرود محبت بخوانيم بيا تا به همراه مرغان طوفان به هر موج توفنده قايق برانيم بيا باد باشيم وطوفان برآريم چنان رود پيچنده بي تاب باشيم ز رخوت حذر کن که با کاهلي ها من و تو نه دريا که مرداب باشيم

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()






| Design By : Night Skin |


